مرتضى مطهرى

498

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نام دين رياست پيدا كرد و زعامت پيدا كرد و قدرتى پيدا كرد و پولى پيدا كرد ، پس دين احياء شد ! نه آقا ! احياى دين و قدرت دين تابع اين است كه مردم چه اندازه به آن دين عمل بنمايند ، چه اندازه به مقتضاى آن دين رفتار بكنند . اين ، زنده بودن دين است . بايد گفت خود اين فكر يكى از آن سمومى است كه در افكار مسلمين وارد شده است . تجديد در هر هزار سال اين فكر كه هر صد سال يك مجدّد بايد ظهور كند زمينه را مساعد كرد براى قبول يك فكر ديگر كه گفته شد هر هزار سال يك نفر ظهور خواهد كرد ، و مستمسك واقع شده است براى فرقه‌هاى گمراه . آن مرد شاعر مىگويد : به هر الْفى الِف قدّى برآيد * الِف قدّم كه در الْف آمدستم اين هم داستانى دارد كه هزار سال يك بار يك نفر بايد پيدا بشود ، يك شخص در سر هزار سال بايد پيدا بشود . اين هم در فلسفهء ايرانيهاى قديم و هنديها باز ريشه‌اى دارد . در فلسفهء ايرانى و هندى يك فكرى بوده براساس طبيعيات قديم كه اولًا آن طبيعيات غلط بوده و تازه از آن طبيعيات هم استنتاج اين فكر غلط است . شيخ اشراق آن را در فلسفهء اسلامى وارد كرد . حاجى سبزوارى در منظومه نقل مىكند به صورت « قيل » : قيلَ نُفوسُ الْفَلَكِ الدَّوّارِ * نُقوشُها واجِبَةُ التَّكْرارِ اصطلاحاً در فلسفه مىگويند « دَوْر و كَوْر » . گفتند در هر چند هزار سال يك بار همه چيز عالم تجديد و تكرار مىشود ، همه چيز نو مىشود ، منتها شبيهش ؛ شبيه هر فردى يك فرد پيدا مىشود ، شبيه هر محيى و مصلحى يك محيى و مصلحى پيدا مىشود ، شبيه همهء حوادث از نو پيدا مىشود . ولى آنها گفتند در هر بيست و پنج هزار و دويست سال يك بار حوادث عالم تكرار مىشود ، روى حساب اينكه گردش يك دور فلك ثوابت اين قدر است . بعد اين انديشه افتاد به دست بعضى از خيالبافهاى اسلامى . آمدند با آيات قرآن آنها را تطبيق بكنند ، گفتند قرآن مىگويد :